تبلیغات
دل تنگیهای من...


                                                     
                               

بیمه عمر و تامین آتیه ساده تر از این نمی شود

من یک حقوق بازنشستگی می خواهم !
اگر شما از سن ۲۰ سالگی یک مستمری یا بقول معروف حقوق بازنشستگی داشتید،موفق تر از امروزنبودید؟
اگر یک درآمد غیر فعال در کنار حقوق شغل فعلی خود داشتید بیشتر احساس امنیت و آرامش نمی کردید؟
راحتی وآسایش خانواده وآرامش دوران بازنشستگی برایتان چقدرارزش دارد؟

همه ما برای ارتقاء سطح زندگی تلاش می کنیم و روزانه ساعت ها کار می کنیم و زمان زیادی را ازعزیزانمان دور هستیم تا بهترین ها که شایسته آن هستند را برایشان فراهم کنیم.از منزل گرفته تا خودروی شخصی، محصولی را  انتخاب می کنیم که از ایمنی و کارآیی بیشتری بر خوردار باشند.
در تهیه لباس و وسایل شخصی خود و فرزندمان نهایت دقت را بخرج می دهیم.
سوالی دارم.؟
آیا تابه حال به آینده خود و کسانی که دوستشان داریم به این دقت فکر کرده ایم؟
آیا سپرده یا سرمایه گذاری را برای دورانیکه بالاخره فرا می رسد و زمانی که هیچ گاه به نفع ما نمی ایستد فراهم کرده ایم؟

بیمه عمر یعنی یک پس انداز ، یک سرمایه گذاری با بهترین مزایا ، یک پوشش برای من و خانواده من ، یک پشتیبانی مالی ، پس اندازی طلایی برای من که به فکر آینده هستم

       


با گذشت زمان اهمیت سرمایه گذاری رنگ بوی بیشتری به خودش گرفته است. چرا؟ چون همیشه همه چیزآن طوری نیست که ما فکر میکنیم.من و همه ما این طور می اندیشیم که چون همیشه مراقب خود هستیم حادثه ای برای ما پیش نخواهد آمد،ولی از این قافلیم که ... اتفاق بر روی مواظبت ما از خودمان پایه گذاری نمی شود.
همان گونه که با ازدواج کردن، داشتن فرزند و تشکیل خانواده مسئولیت هایمان بیشتر می‌شود، نیاز به داشتن امنیت و آرامش حتی در نبودمان نیز همچنان پررنگ‌تر می‌شود.بیمه عمر و تامین آتیه از اهمیت زیادی بر خوردار است به خاطر اینکه اگر فرد فوت کند و الخصوص نابهنگام باشد،شرایط زندگی خانواده وی دچار مشکلات زیادی می شود و پشتیبانی را مطلبد که این معضل را جبران کند. بیمه عمر و تامین آتیه  نه تنها در نبود احتمالی نان آور خانواده مشکلات جبران می‌گردد بلکه در صورت حیات وی نیز در پایان دوره منافع بیمه پرداخت می‌گردد.

آیا می دانید که بیمه نامه عمر تا سقف 100 میلیون تومان پرداخت به عنوان پوشش فوت دارد؟


                          عمراعظم


من همیشه فکر می کنم که اگر تا به امروز پدرم از سن 2 سالگی برای من سپرده ای نزد بانکی باز کرده بود و هرماه مبلغی را به حسابم واریز میکرد ،امروز سرمایه ای برای من جمع شده بود که می توانستم از آن استفاده کنم.

بیمه عمر وسرمایه گذاری بهترین راه سرمایه گذاری برای خود و فرزندمان وتمام کسانی که دوستشان داریم.

چه لذتی خواهید برد اگر خودرویی که جوان بیست و پنج ساله شما خریداری می نماید حاصل صرفه جویی  شما برای او  از سن 5 سالگی باشد .
آیا می دانید در این بیمه نامه مدت بیمه نامه بین 5 تا 30سال و مبلغ پرداختی به میل شما می باشد.
شخصی که در بیمه نامه عمر به مدت 20سال حق بیمه پرداخت می کند مبلغ دریافتی نسبت به سایر بیمه ها که 30 ساله می باشند بیشتر است.
از مزایای این بیمه نامه این است که در انتهای دوره پولی که شما سالها به عنوان حق بیمه پرداخت کرده اید را هم به صورت مستمری و هم یکجا به شما پرداخت می کند تا قدرت خریدشما را بالا ببرد.
از دیگرمزایای این بیمه نامه سود تعلق گرفته به حساب شما می باشد که بالاترین سود را نسبت به نظام بانکی شامل می شود و شما می توانید ازمحل سرمایه خود  وام  دریافت کنید.
این بیمه نامه به خاطر اثرات مفید و ماندگاری که برای فرد و خانواده وی بجا می گذارد از طرفداران زیادی برخوردار و مورد توجه اقشار مختلف اجتماع قرار گرفته است. جالب است بدانید که در کشورهای تراز اول جهان سالها است که این طرح ارائه شده و موفقیت خوبی را کسب کرده است.






طبقه بندی: حرف حساب،  ساده، 

تاریخ : سه شنبه 3 تیر 1393 | 05:02 ب.ظ | نویسنده : اعظم امین | نظرات

عموی اب ها

دستت را بردار و پشتوانه دریاها کن تا بر موج‏ ها بیاشوبند و شجاعتت را به پیشانی صخره ‏ها بکوبند.
دستت را بردار و پشتوانه مردانی کن که شجاعت را از ظهر دستان تو به ارث برده‏ اند...
آه، عموی آب‏ های دنیا!
دهان خشکت را بر لبان اقیانوس ‏ها بگذار، تا سیرابشان کنی از آن‏چه نتوانستی به سه ساله‏ هایی چشم به راه، بنوشانی. آب‏ ها زمانی طراوت گرفتند که تو یک مشت آب را از آستانه لبانت پائین آورده، بر زمین ریختی. بعد از این، هرکه مشتی آب بر می‏دارد، بوی دستان تو سیرابش می ‏کند.


که می‏دانست این‏چنین سر به صخره کوبیدن آب‏ ها، زمزمه عاشقانه‏ هایی است که یک روز تو در گوش موج‏ها نجوا کردی. دریاها نمی‏ توانند ببینند تو در مقابل نیلوفرانت، شرمنده قطره‏ ها باشی که در چشم ‏هایشان عمو عمو می‏کند. می‏دانم دست‏ هایت توان نداشتند، وگرنه خارها را دانه دانه از پای گل‏ هایت در می ‏آوردی.
چشم‏ هایت هنوز آرزو دارند که فرش راهی شوند که نازدانه ‏هایت پا برهنه از آن می‏ گذرند
زانو نزن، بگذار تا جان در رگ ‏هایت جاری است، ایستاده باشی؛ قامتت، ستونی است امید حسین را؛ ستونی است استوار.
زانو نزن تا دشمنان، هلهله زانو زدنت را به گور ببرند. آه، دوباره صدای توست که در بیابان‏ های نینوا پیچیده است و هنوز بوی عشق می‏دهد.

                                        «قسمت این بود که با عشق تو پرواز کنم 
                                        و خدا خواست که بی دست و سر آغاز کنم»

سربلندی، از شانه‏ های تو وام می ‏گیرد.
لبخند نازنین! دستی که از شانه ‏های تو افتاده، سال ‏هاست در هیأت قلمی به پا خاسته که افتادنش را هزاران یزید، به گور برده ‏اند.
به راستی علمت را بر کدامین قله به اهتزاز درآوردی که بعد از سال‏ها، هنوز تمام کوه‏های عالم به این بیرقهمیشه سرخ، سوگند می‏خورند؟






طبقه بندی: دل نامه،  مناسبتی، 

تاریخ : یکشنبه 11 آبان 1393 | 04:15 ب.ظ | نویسنده : اعظم امین | نظرات

هنوز کربلا به یاد دارد هروله‏ء تو را که میان خیمه‏ های عطش، ملتمس جرعه‏ای آب برای لب‏های ترک خورده‏ ی گل شش ماهه‏ات بودی!
 
چقدر پشت به خیمه ‏ای که عمودش شکسته بود، می‏نشستی و چشم به راه علقمه می‏ دوختی تا شایدعموی دلاور خیمه‏ ها، برای کودکت آبی بیاورد؛ اما جز سایه‏ ی خمیده‏ ی حسین علیه‏السلام که کمر شکسته از کنار فرات باز می‏گشت چیزی ندیدی و آن گاه، دریافتی که دیگر بازگشتی برای دست‏ های بریده ‏ی ساقی و
















مشک تیر خورده‏ اش نیست. این قصه‏ ی تشنگی کودکت، پایانی نخواهد داشت.





چقدر با دستان خسته ‏ات، گهواره‏ ی گلت را تکان می‏دادی و برایش لالایی غربت را می‏خواندی، تا شاید لحظه‏ ای، چشمانش را خواب برباید و سوز عطش از یادش برود.


چقدر صورتش را به سمت فرات می‏ گرفتی تا شاید با خنکای نسیمی که از روی امواج فرات می‏ وزد، سوز تب رخساره ‏اش کم شود و شعله‏ ی تشنگی که سینه‏ اش را می‏ سوزاند، خاموش گردد.
چقدر او را به سینه ‏ات چسباندی و لب‏ های خشکیده‏ ات را بر لب‏ های نیم سوخته‏اش نهادی، تا شاید کمی آرام شود و صدای گریه‏ اش، داغ دل اهل حرم را تازه ‏تر نکند.
همه‏ ی آنچه که در توانت بود، بکار بستی تا کار به آن جا نرسد که کودکت بر بالای دستان حسین علیه ‏السلام، با خون گلو سیراب شود! اما ماجرای کربلا را طور دیگری رقم زده بودند و تو می‏ دانستی که بایدصبور باشی!

وقتی حسین علیه‏السلام، لب‏های تبدارش را بر گلوی نازک غنچه ‏ی پژمرده‏ ات نهاد تا بوسه‏ ی وداع برگیرد، چشم‏ هایت را بستی؛ به امید این‏که پسرت در آغوش پدر، آرام بگیرد؛ اما ناگهان، تیری سه شعبه میان شما سه تن حایل شد!
نفرین خدا بر حرمله که رشته ‏ی امیدت را گسست و بند دلت را پاره نمود!

چشم گشودی و دیدی که دست حسین علیه‏السلام پر از خون شده است؛ خونی که بر آسمان‏ها پاشیده شد؛ بی ‏آن‏که قطره ‏ای از آن به زمین بازگردد. حسین علیه ‏السلام سر رو به آسمان بلند کرد و با بغض نجوا نمود: «هون علی ما نزل بی انه بعیْن ...»
می‏دانستی که نه ارج و قرب تو از هاجر علیه االسلام کمتر بود و نه شأن و منزلت کودکت از اسماعیلعلیه ‏السلام کم بهاتر! فقط کافی بود تا پای بر زمین کربلا بکوبی، تا همه ‏ی صحرای بلا، چشمه‏ ی زمزمی شود، از اشک چشم فرشتگان، به پای علی‏ اصغرت علیه‏ السلام ! اما تو پای بر دلت گذاشته بودی تا پسرت، چون اسماعیل علیه ‏السلام، قربانی عشق خدا گردد!

می‏دانستی که بهشت زیر پای مادران است؛ اما تو حاضر بودی همه ‏ی بهشت خویش را به بهای یک قطره آب بدهی تا آب شدن شمع جان علی علیه‏ السلام را نبینی؛ اما چه سود، که مقرر شده بود بهشت دوست داشتنی‏ ات بر روی دست‏ های خسته‏ ی حسین علیه‏السلام، پرپر شود.


وقتی که حسین علیه‏السلام «در پشت خیمه‏ ها، با دست‏های زخمی و دل شرحه شرحه ‏اش، قبر کوچکی را می‏کند تا گلت را در آن بنهد»، احساس کردی که چقدر مادر بودن سخت است، آن هم مادری چون ربابعلیه االسلام! 




طبقه بندی: احساسی،  دل نامه،  مناسبتی،  ساده، 

تاریخ : جمعه 9 آبان 1393 | 04:27 ب.ظ | نویسنده : اعظم امین | نظرات
آپلود عکس | آپلود | سایت آپلود عکس | اپلود عکس






طبقه بندی: دل نامه، 

تاریخ : چهارشنبه 23 مهر 1393 | 10:37 ب.ظ | نویسنده : اعظم امین | نظرات


مکه همین جاست حاجی کجا می روی


آیا می دانید با پول پنج سال حجاج می توان ایران را به صادرکننده بنزین مبدل ساخت و دیگر برای واردات بنزین محتاج اعراب نبود؟

با یک حساب سرانگشتی بوسیله پولی که ایرانیان سالانه به عربستان (دشمن شیعه ایرانی) تقدیم می کنند می توان تعداد 170٫000 مسکن روستائی احداث کرد یا میتوان 714٫286 فرصت شغلی کشاورزی یا 200٫000 فرصت شغلی صنعتی برای جوانان ایجاد کرد، یا میتوان 10٫000٫000٫000 متر مربع ساختمان مدرسه و ورزشی در کشور ایجاد کرد و یا میتوان با پول حجاج دو سال یک پالایشگاه سوپر مدرن با ظرفیت 75000 بشکه احداث کرد...



جهاد مدرسه سازی واجب تر از زیارت

                                                واعظی پرسید از فرزند خویش

                                             هیچ میدانی مسلمانی به چیست؟

                                             صدق و بی آزاری و خدمت به خلق

                                             هم عبادت هم کلید معنویست

                                             گفت از این معیار اندر شهر ما

                                           یک مسلمان هست آنهم ارمنی است


قلب انسان خانه خداست

خیلی باصفاست وقتی در صحرای عرفات دعای عرفه را بخوانی و توبه کنی! و امید داشته باشی به رحمانیت پروردگار جهانیان. چه حس زیبایی دارد وقتی در حال طواف هستی چه زیباست آن تکه از زمینی که زمین نیست بلکه کل دنیاست! امسال هم حاجیان بسیاری از ایران زمین با چشمان گریان عزم سفر کرده و با مشکلات بسیار خود را به خانه امن الهی رساندند!

طبق آمار بانک جهانی در سال 2008 درآمد کشور عربستان از توریسم یا به زبان ساده از, دکان زیارتمسلمین خانه کعبه معادل مبلغ29٫865٫000٫000٫ -دلار یا قریب سی میلیارد دلار بوده است. زائرین ایرانی که بصورت تمتع و یا عمره در همان سال به مکه رفته اند1٫937٫000 نفر بوده اند که مجموعا مبلغ 4٫879٫000٫000 دلار یا بعبارتی قریب به مبلغ پنج میلیارد دلار درآمد تقدیم اقتصاد پادشاهان عربستان کرده اند و در میان تمام کشورهای اسلامی مقام اول را به خود اختصاص داده اند.


انتقال زوار ایرانی با هواپیمای سعودی ،سود مضاف الیه

نظر باینکه هواپیمائی جمهوری اسلامی قدرت جابجائی این همه زائر را نداشته است شرکت هواپیمائی عربستان قریب به 54 درصد از زائران ایرانی را به خود اختصاص داده است. طبق گزارش مقامات دیپلماتیک ایران در سال 2008 ماموران کشور عربستان بدترین و توهین آمیز ترین رفتار را با زوار ایرانی داشته اند و ایران از لحاظ توهین ماموران عربستان مقام اول را به خود اختصاص داده است. علمای عربستان در همان سال فتوی صادر کرده اند که ایرانیان شیعه کافر هستند. طبق یک گزارش دیپلماتیک دیگر زائران ایرانی ناخواسته ترین و منفورترین خارجی ها در عربستان محسوب می شده اند.



اهانت به ایرانیان در تلویزیون عربستانی

اما افسوس که با پول حجاج ایرانی قمارخانه های فرانسه توسط شاهزادگان عربستان که انحصار بیزنس حجرا در اختیار دارند آباد میشود و تا رسیدن ایرانیان مسلمان به مرحله فکر کردن در بهینه هزینه کردن پول برای نزدیکی به خدا راه بسیار درازی در پیش است.



صندلی طلایی در هواپیمای اختصاصی ولیدبن طلال آلسعود


اما در این بین بودند کسانیکه برای بار دوم و سوم و چهارم و ششم و ….. آمده بودند تا معنای حقیقت را در طواف خانه حق جستجو کنند. کسانیکه فقط جای مهر را نشانه مسلمانی میدانند و کار نیک را در سفر بهاماکن مقدس می شمارند.


حاجی شدن به چه قیمت؟

برای این افراد که البته می دانیم به هیچ انتقادی گوش فرا نمیدهند همین چند بیت و تصاویر زیر را هدیه می کنیم .

دل خوش از آنیم که حج میرویم

غافل از آنیم که کج میرویم

کعبه به دیدار خدا میرویم

او که همینجاست کجا میرویم

حج به خدا جز به دل پاک نیست

شستن غم از دل غمناک نیست

دین که به تسبیح و سر و ریش نیست

هرکه علی گفت که درویش نیست


شستن غم از دل ضعیفان، حج واجب است

صبح به صبح در پی مکر و فریب

شب همه شب گریه و امن یجیب


کودک فال فروش در حال نوشتن مشق زندگی در روی پل

به طواف کعبه رفتم به حرم رهم ندادند

که در برون چه کردی که درون خانه آیی؟


مرسدس بنز روکش طلای 24عیار شاهزاده سعودی

به کعبه گفتم تو هم خاکی منم خاک

چرا باید که من گرد تو گردم؟

جواب آمد تو با پا آمدی باید بگردی

برو با دل بیا تا من بگردم

حال جای سوال اینجاست آنانیکه می توانند پول هایشان را به حساب پادشاهان سعودی بریزند نمی توانند دل یتیمان هم میهن خود را شاد کنند؟


پای کودک هموطن در کفش پاره واجب عینی



تاریخ : یکشنبه 20 مهر 1393 | 11:57 ب.ظ | نویسنده : اعظم امین | نظرات

میلاد حضرت معصومه(ع) کریمه اهل بیت
و
روز دختران مبارک




تاریخ : پنجشنبه 6 شهریور 1393 | 10:56 ب.ظ | نویسنده : اعظم امین | نظرات

زندگی وقت کمی بود و نمی دانستیم

همه عمر دمی بود ونمی دانستیم

حسرت رد شدن از ثانیه های کوچک

فرصت مغتنمی بود ونمی دانستیم

تشنه لب عمر به سر رفت وبه قول سهراب

آب در یک قدمی بود ونمیدانستیم

عید فطر بر همه شما بازدید کنندگان عزیزم مبارک
طاعات وعباداتتون قبول


تاریخ : یکشنبه 5 مرداد 1393 | 10:01 ب.ظ | نویسنده : اعظم امین | نظرات


باورم نمیشه رفته

گرچه اون بر نمی گرده

داداشی غم های دنیا ببین با دلم چه کرده




داداشی چشماتو بستی

نمیگیری تو سراغم

دیگه تنها دلخوشیمه عکس تو توی اطاقم

...


داداش رضا جان امسال 13 ساله که تو رو از دست دادیم..
دلم خیلی برات تنگ شده
وقتی یاد آخرین لحظات زندگیت میوفتم جیگرم کباب میشه

روحت شاد..

یا زینب کبری چی کشیدی در داغ برادر...
 بمیرم برای دل کریمت




طبقه بندی: احساسی،  دل نامه،  مناسبتی، 

تاریخ : یکشنبه 5 مرداد 1393 | 07:00 ق.ظ | نویسنده : اعظم امین | نظرات



الهی
با خاطری خسته
دلی به تو بسته
دست از غیر تو شسته
در انتظار رحمتت نشسته ام...
می دهی کریمی
نمیدهی حکیمی
می خوانی شاکرم
می رانی صابرم

...

الهی
احوالم چنان است که می دانی
اعمالم چنین است که می بینی
نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز

...

الهی
مشت خاکی را چه شاید...
از او چه برآید...
با او چه باید...
دستم بگیر یا الرحم الراحمین


آمین
التماس دعا


با تشکر از دوست بسیار خوبم فهیمه از ملایر





طبقه بندی: دل نامه،  مناسبتی، 

تاریخ : یکشنبه 29 تیر 1393 | 09:54 ب.ظ | نویسنده : اعظم امین | نظرات





ما را به دعا کاش نسازند فراموش
رندان سحر خیز که صاحب نفسانند..

التماس دعا






طبقه بندی: مناسبتی، 

تاریخ : چهارشنبه 25 تیر 1393 | 10:26 ب.ظ | نویسنده : اعظم امین | نظرات
رمضان


طبقه بندی: مناسبتی،  ساده، 

تاریخ : یکشنبه 15 تیر 1393 | 10:04 ب.ظ | نویسنده : اعظم امین | نظرات
تعداد کل صفحات : 13 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.