تبلیغات
دل تنگیهای من... - خداا
اندکی صبر

سرازیر می شود تمام آرزوهایم به پیشگاهت

سجده گاهم خیس نیاز است...

و تو به آرامی در گوشم نجوا می کنی:

اندکی صبر...

صبر



باران


دیشب با خدا دعوایم شد
با هم قهر کردیم...
فکر کردم دیگر مرا دوست ندارد

رفتم گوشه ای نشستم
چند قطره اشک ریختم
و خوابم برد...

صبح که بیدار شدم
مادرم گفت
نمی دانی
از دیشب تا صبح چه " بارانی " می آمد!!


                        خدا             








طبقه بندی: دل نامه، 

تاریخ : چهارشنبه 12 تیر 1392 | 09:39 ق.ظ | نویسنده : اعظم امین | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.